گاهی وقت ها ، برای خوب بودن ؛ هرگز نیازی به ساختن مدرسه ای ، حسینیه ای ، یتیم خانه ای یا بیمارستانی و یا حتی خریدن آدامسی از کودکی در پشت چراغ قرمز سرد و یخ زده ی خیابان نیست.... گاهی وقت ها فقط کافی است از برج عاج بافته در دور خود بیرون آمد و دید ؛موجوداتی را که در اطرافمان هستند و اتفاقا آنها هم آدم هستند....

علی محمدیان ، معلمی است در مریوان که پس از اینکه یکی از دانش آموزانش بعلت بیماری تمام موهای سرش ریخت و نگاه بد و متلک های هم کلاسی ها را بر روی چهره ی غمگین و بیمار نوجوان کلاسش دید با شهامت تمام ؛ موهایش را زد و با سری بدون مو در کلاس حاضر شد... با این جمله که من و نیما سرمان به مو حساسیت دارد.