یکی بود ... یکی نبود... نه اشتباه شد اینجوری که نمیشه شروع کرد.

اون زمانهای قدیم که امکانات مثل امروز فت و فراوون در دسترس همه نبود آدمها در مواجهه با رویت تکنولوژی های روز بی اراده و بدون اینکه عمدی باشه ! عمدا عکس العمل نشون میدادن. مثلا چی؟ مثلا حدود بیست وپنج یا سی سال پیش هرکسی دوربین فیلمبرداری نداشت. یعنی نبود که بخواد کسی داشته باشه. دوربین ها منحصر میشد اونلی به صدا و سیما و دیگر هیچ. همین باعث میشد که  فقط وقتی دوربینی بیاد روی صورتت خودبخود خودتو بگیری و قیافه بگیری و به قول معروف یه جوری تو فیلم باشی. ولی بعدها که به کمک پیشرفت تکنولوژی هرکسی یه دوربین خرید و بعدها همه جشن تولدها و جشن عروسی ها و جشن های مختلف فیلمبرداری شد نتیجه اش این شد که دیگه همه مون بدونیم که در هر لحظه ای ممکنه چند نفر درحال فیلمبرداری از ما باشند ؛ بدون اینکه خودمون خبر داشته باشیم.نتیجه اش این میشه که بعدها می بینی دعوت شدی یه مهمونی و یکی اون وسط اصرار می کنه به میزبان که تو رو خدا فیلم عروسی تون / جشن تولدتون- رو بیارین ببینیم و اون هم بعد از اینکه هزار بار تاکید می کنه پس لطفا آخرشو!!! نبینین که خصوصیه!!خنده همه دور هم میشینین پای فیلم و می بینی ای بابا از اول فیلم انگشتت یه جایی مشغول بوده - تو دماغت! فکر بد نکن - و ای دل غافل؛ میکسر فیلم دقیقا همون تیکه رو برداشته گذاشته یه جایی که همه ببیننش... بعله.. علی ایحال هدف از این آسمون ریسمون بستن فقط و فقط همین بود که مراقب انگشت و بینی محترمتون باشین... شما همیشه دیده می شوید.

پ ن : خیالتون تخت برامون همچین اتفاقی نیفتاده . اینو نوشتم که به وظیفه بشیر و نذیر بودنم عمل کرده باشم.