بچه که بودم - نه بچه ی شیرخواره منظورم کلاس چهارم پنجم ابتداییابله - تلویزیونهایی که الان شما توی خونه تون دارین و هرکدومشون هم 2500 تا کانال برنامه دارن نبود.بلکه یه تی وی ملی بود و دوتا شبکه یک و دو . از خود راضییادمه شبکه دو یه دفه به مناسبت روز مادر فراخوان داده بود که هرکی قشنگ ترین نامه رو به مادرش بنویسه بهش جایزه میدیم. ما هم ورداشتیم و یه نامه ی سه صفحه ای کاملا رمانتیک و عاشقانه - با این مطلع : مادرم ای سیمرغ افسانه ام، تو که قلب پاک و بی آلایشت آشیانه ی تمامی مهر و محبتهای خداوندی است... ای مرهم قلب شکسته ام بیا تا..... - (بقیه شو یادم رفته ) نوشتم و فرستادم برا شبکه 2 .ضمنا کور بشه هرکی فکر کنه متن رو از خودم نوشته بودم. خیر . بلکه یه دوستی داشتم به اسم جعفر س که الان توی اصفهان ، دانشگاه هنر داره عکاسی تدریس می کنه . متن رو از اون گرفتم و اون هم البته از لای دفترخاطرات خواهرش . - احتمالا خواهرش هم از مجله ای چیزی نوشته بود  چون هرچی فکر می کنم این متنه اینقدر خوشگل بود که هنوزم عاشقشم - خلاصه ... از ماجرا پرت نشیم: متن رو فرستادم تلویزیون و دیگه از فرداش تلویزیون قرق شد برای ما که فقط باید شبکه 2 باشه که اگه اسممو برای دریافت جایزه اعلام کردن با خبر بشم . -ضمن اینکه اخبار ساعت 2 شبکه یک رو هم گوش می کردم که نکنه اسممو تو اخبار اعلام کنن....  - مسخره نکنین خدا کورتون می کنه!!!عصبانی بهرحال این ماجرا گذشت و الان با گذشت قریب به 26 سال از ماجرا ما کماکان منتظر اعلام اسممون از تلفیزیون هستیم. بعله... اینو گفتم که بدونین ما از همان عنفوان کودکی به نویسندگی علاقه مند بودیم.

یکی هم اینکه خواهرم تعریف می کرد که در بیمارستان محل کارش یکی از همکارانش ازش پرسیده شما خواهر آقای فلانی هستین ؟ گفته بعله... ایشون هم نقب زده به خاطرات دوران ابتدایی و راهنماییش و گفته من از اول ابتدایی تا سوم راهنمایی با برادرتون هم مدرسه بودم و همیشه در دوران مدرسه دوست داشته ایم سر به تن برادر شما نباشه!!!! بعد خواهرم پرسیده چرا؟ گفته : بخاطر اینکه هی سر صف تو سرما و گرما ما رو بخط می کردن که آقای فلانی می خواد مقاله بخونهتشویقتشویقتشویق بعد ما هم هی از سرما می لرزیدیم و دعا می کردیم که برق قطع بشه و از شر آقای فلانی راحت بشیم.... خب بگذریم...

روز مادر رو به همه ی مادران خوب و نمونه ی دنیا و در راس همه ی اونا به مادر خوب و مهربون دخترای خودم، مادر خودم و صد البته مادر خانم حس هفتم تبریک و شادباش میگم و همینجا اعلام می کنم که عزیزانی که کادو گرفتن آمادگی داشته باشن که 23 روز دیگه باید دو برابرشو پس بدن ( خطاب اونلی به خ ح ه !!!!!) از ما گفتن.