سلام بر همگی.خوبین همگی؟لبخند

امروز بعد از 20-25 روز که کلی کار و ریز و درشت روی سرم ریخته بود بالاخره تونستم بشینم پای لپ تاپ .چقدر دلم تنگ شده بود برای کل کل کردن با دوستان مهربانم.قلب

امشب لیله الرغائبه:امیدوارم که امشب به همه ی آرزوهای ریز و درشت زندگیتون برسین و ما رو هم دعا کنین.

امروز باز هم آقای حس نبودن و ما هم برای اینکه تنهاییمون رو فراموش کنیم با چند تن از دوستان رفتیم سینما و فیلم معراجی ها رو دیدیم .کمی هم خوابیدیم و بعدش ما موندیم و تنهایی که دو سه باری به آقای حس زنگیدیم و کلی هم غر زدیم که مردیم از تنهاییعصبانی.

کلی حرف داشتم برای نوشتن نمیدونم چرا همه مطالب دسته جمعی با هم کوچ کردن ....فکر کنم حافظه ام با یه توده ی بزرگ آلزایمر برخورده شدیدی داشته!!!متفکر

خلاصه سعی میکنم از به بعد بیشتر بنویسم و بیشتر بهتون سر بزنم البته اگه بچه های واتس اپ و لاین اجازه ی سر خواراندن بهم بدن.