امروز رفتم بانک صادراتی که توش حساب دارم. کارتم مشکل داشت رفتم دادم برا تعویض. و چون شماره موبایلم هم تغییر کرده بود رفتم پیش معاون شعبه که فرمی پر کنم تا پیامکهای انجام عملیات بانکی مربوط به حسابم به شماره موبایل جدیدم ارسال بشه. معاون بانک منو فرستاده پیش آقای عزیزیان. آقای عزیزیان هم سلام و احوال پرسی کرده و میگه شماره موبایلتو بگو... گفتم ؛ ایشون هم ثبت کرد توی سیستم و فرمود:! سه روز دیگه تشریف بیار!!! منم خب ساده و چشم و گوش بسته گفتم چشششم. وقتی اومدم چی بگم که بقیه کارمو انجام بدین. آقای عزیزیان گفت هیچی... الان شماره تو توی اطلاعات حسابت ثبت کردم. سه روز طول میکشه که شماره تلفنت روی حسابت بشینه !!!! - دقت فرمایین - ضمنا این جمله رو با لحن سامان گلریز بخونین که مثلا وقتی می خواد کیک درست کنه میگه مواد رو با هم قاطی می کنیم و یه دو ساعت میذاریم تو یخچال که مواد ، خوب به خورد هم برن.!- حالا این آقای عزیزیان هم سه روز مهلت خواست که شماره تلفنم و شماره حسابم خوب روی هم بشینن!!! ضمنا یه چیز دیگه هم بگم. این آقا وقتی پول میریزم به حسابم - من تنها نه ، برای همه ی مشتری ها - وقتی اطلاعات فیش دستنویس رو وارد کامپیوتر جلوش می کنه با خودکار یکی دوبار میزنه بغل مانیتور و میگه : اینجوری که می زنم کامپیوتر زودتر کار انجام میده...!!! فقط اینا رو گفتم که بدونین با کی ها میشیم 78 میلیون.

ضمنا :

مخصوصا اسم بانک صادرات رو بردم که اگه یه وقت دوست داشتن اقایون بانک پیگیری حقوقی کنن ببرمشون توی بانک و نشونشون بدم که سه تا صندوقدار شعبه ، مشتری ها رو از این باجه به اون باجه پاس میدن که سرشون شلوغ نشه.... .

 

پ ن ها: 1- امتحانات کیمیا تموم شد و امروز اولین نفس راحت رو در سال جدید کشیدیم.

2-کارنامه ی ریحانه رو هم گرفتیم و بعله....

3- روز گرامیداشت سعدی و خیام رو پشت سر گذاشتیم و از بس شلوغ بودیم یادمون رفت افتخار کنیم به گذشتگانمون.

4- سالروز درگذشت علامه بدیع الزمان فروزانفر استاد شهیر زبان و ادبیات فارسی رو هم رد کردیم بدون نامی از ایشون.

5- کل کلهای بین هاشم و مسی داره به روزهای پایانیش نزدیک میشه. بیست روز مونده تا شروع جام جهانی . عزیزانی که همسایه شون ماهواره داره! و می دونن که کدوم شبکه ها و از کدوم ماهواره ها پخش مستقیم مسابقات رو دارن ما رو هم از این فیض محروم نکنند و اطلاعاتشون رو به ما هم بدن.