بعد از بیش از یک ماه انتظار کشنده و سرنوشت ساز ، دیروز نتایج قبول شدگان مدارس نمونه دولتی رو اعلام کردن. نتایج ساعت 14 دیروز اعلام میشه. تا ما خبر بشیم شده بود 20 . از 8 شب تا 3 صبح هر کار کردیم نتونستیم صفحه رو باز کنیم. ساعت 3 به بعد هم که کلا سرور هنگ کرد و از دسترس خارج شد تا امروز ساعت 2 ظهر. دوباره از 2 تا 11 شب تلاشمون رو کردیم ولی بازم با صفحه خالی مواجه می شدیم. دقیقا در لحظه ای که زنگ زدیم مشهد خونه پسردایی که اونجا با اینترنت خونه اش که نتایج رو نگاه کنه دیدیم که صفحه بطور معجزه آسایی باز شد و دیدیم که بعله.... کیمیا قبول شده و چون خودش مسافرت بود زنگ زدیم بهش و چه سر و صدایی کرد بچه ام پشت تلفن از خوشحالی. و اما... اصل ماجرا اینجاس که :

قبل از اعلام نتایج گشتیم و از صدجا تحقیق کردیم که کدوم مدرسه در سطح شهر از همه بهتره و همگی به اتفاق دبیرستان x رو معرفی می کردن که در اصل فقط فرزندان فرهنگیان رو ثبت نام می کرد و در کنارش تعداد محدودی هم دانش آموز متفرقه می گرفت  برای ادامه تحصیل.. ما هم رفتیم همون دبیرستان و اول بازدید از آزمایشگاه و کلاسها و کارگاه کامپیوتر و هزارتا امکاناتی که داشت و بعد هم شرایط ثبت نام رو پرسیدیم که یه لیست بلند بالا بود و دیدیم که ای دل غافل هیچ کدوم از شرایط لازمه رو نداریم. بنابراین دست به کار شدیم که شرایط رو برای خودمون فراهم کنیم. از تهیه قولنامه و آدرس محل سکونت در محدوده تعیین شده بگیر تا تهیه نامه از آموزش پرورش مبنی بر خیر مدرسه ساز بودن و راضی کردن مدیر دبیرستان با زنگ زدن های مداوم آشنایانی که داشتیم برای ثبت نام کیمیا. و بالاخره کار ثبت نام کیمیا در مدرسه تموم شد و موندیم منتظر اول مهر که امروز نتایج رو دیدیم و الان موندیم که بین دبیرستان نمونه دولتی و دبیرستان x  کدوم رو انتخاب کنیم و همه ی کسانی که مشاورمون بودن و راهنمایی مون می کردن به اتفاق میگن بفرستینش نمونه دولتی.... و این یعنی همه ی اون زحمتایی که برای ردیف کردن ثبت نامش کشیدیم... کشک.

و این بود ماجرای انتخاب مدرسه ی کیمیا .

اینم متن تعهد اخذ شده از اینجانب. جالب اینکه متن رو ایشون دیکته می کرد و من می نوشتم و بعد از 13 سال زندگی نمی دونست اسم پدرم چیه!!!!!!!

 

پاینده باشید...