دیروز عصر داشتم کشوهای کمدی در دفتر کارم رو مرتب می کردم که وسط اون همه آت و آشغال - که الان هرچی فکر می کنم یادم نمیاد براچی ماها آشغال جمع می کنیم - کتاب عشق و مرگ مرحوم اسماعیل فصیح رو دیدم... بدون امضای خودم در اول و آخر کتاب . - و این یعنی این کتابه از چنگم در رفته و نخونده باقی مونده - با یه یادداشت کوچولو در وسطش که اسم 8 کتاب دیگه که قرار بوده بخرمشون و بخونمشون روش نوشته بود.:

یوزپلنگانی که با من دویده اند (بیژن نجدی)

همنوایی شبانه ارکستر چوبها (رضا قاسمی)

عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک ( حسن مرتضائیان)

رود راوی (ابوتراب خسروی)

د.نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد (شهرام رحیمیان )

درخت انجیر معابد (؟)

کافه نادری (رضا قیصریه)

گوساله دریایی (آلبرتوموراویا)

از این لیست؛ یوزپلنگانی...  و همنوایی... و کافه نادری رو خونده ام. ولی بقیه شو هنوز گیر نیاوردم. اگه دوستان اطلاعاتی راجع به بقیه کتابها دارن ممنون میشم به منم منتقل کنند. ضمن اینکه خالی از لطف نیست که بگم کتاب کافه نادری رو همزمان با اون اتفاقاتی که برای کتاب افتاد و هرکی کتاب رو خریده بود اون رو برده بودن تحویل ناشرش داده بودن وحتی از شهرستانها هم شنیدم که پست کردن کتاب رو... براچی؟ خب ماجراش مفصله و دیگه الان هم ماجراش تموم شده اس از بیخ و بن. پس گفتن نداره.

خب یه چی دیگه: یه کتابی سالهای 70 تا 73 منتشر شد به اسم: و خدایان دوشنبه ها می خندند... نوشته محمدرضا خوشبین خوش نظر.. هرکی راجع به این کتاب اطلاعاتی داره ممنون میشم به منم منتقل کنه.