اینکه بخوام یکی از بهترین جاهایی رو که دوس دارم شب و روزم اونجا صرف بشه رو نام ببرم باید از یه نقطه ی خیلی حیاتی صحبت کنم که همین یه دونه نقطه باعث میشه که جاهای دوست داشتنی رو به دوتا بدل کنم.

شاید به جرات بتونم بگم که هیچ لذتی برای من گذروندن وقتم توی کتابخونه نیست... - منظورم از کتابخونه یعنی هرجایی که به کتاب ربطی داشته باشه مثل کتابفروشی ، نمایشگاه کتاب، کتابخونه یه مدرسه یا یه کتابخونه تخصصی دانشگاهی -اما اینجاست که اگه یه دونه از نقطه های این محل دوست داشتنی رو برداریم و یه کم هم به آرایش کلمه دست بزنیم به یه کبابخونه می رسیم که بازم... میشه یکی از اماکن دوست داشتنی من. یعنی زمانی که به هر دلیلی ناراحت، عصبانی،یا دلخور و دلگیر باشم بهترین جا برای آروم کردن من رها کردنم وسط یه عالمه کتاب یا یه عالمه خوراکیه... اینجوری مطمئن باشین که میشم همون آقای حس هفتم شنگول ! - به معنای مثبت به کلمه نگاه کنید - .

حالا شما هم می تونین برام بگین که چه جاهایی - اسم مکان خاص نباشه- می تونن در آروم کردن شما تاثیر بذارن.

پ ن 1: دوست محترمی که 60 تا کامنت خصوصی گذاشتی که : به ما هم سر بزنین!!

خب مجید جان بایستی آدرس وبلاگتو هم بذاری اینجور مواقع...

پ ن 2: معرفی کتاب این مرتبه اختصاص داره به کتابی از شرمین نادری بنام قمر در عقرب که میذارمش برای پست اختصاصی بعدی...

پایدار باشید ...