هرکتابی ارزش ترجمه شدن ندارد...

1-پریشب موقع خواب و بین خواب و بیداری داشتم فکر می کردم که راجع به بهمن فرزانه مطلبی بنویسم و اینکه اینروزها ناخوش احوال است. عصرش مصاحبه ای با یکی از انتشاراتی ها رو خوندم و بلاتکلیفی بین اونها که بالاخره کی باید به داد یکی مثل فرزانه برسه که به این نتیجه رسیدم که یه پست بذارم و دیشب رو موکول به امروز کردم و متاسفانه صبح زود پیام پر کشیدن بهمن فرزانه مترجم بزرگ و شهیر ایرانی که با کتاب صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز به دنیای ادبیات ایران شناسونده شد رو دریافت کردم و خب ناگهان چقدر زود دیر می شود....

2-سه سال پیش در مسیر برگشتن از اصفهان ، راهمو کج کردم و سری زدم به ازنا و دکتر حیدری و ساعتی پیشش بودم و چقدر از روزهای گذشته ای که با هم در بیمارستان کار می کردیم سخن گفتیم و خاطرات مشترکمون رو دوباره تا پاسی از شب به زبون آوردیم و عجب مرد نیکویی بود و عجب طبع بلندی داشت و متاسفانه یکی دوشب پیش بعلت ارست قلبی از بینمون رفت... چقدر تو همین یکی دو روزه دلم براش تنگ شده و چقدر زود دیر می شود...

3- ماجراهای عجیبی دور و برمون اتفاق می افته که به دو دسته تقسیم میشن: 1- اونایی که حرف زدن راجع بهشون ارزشی نداره که خب ما هم حرفی نمی زنیم و 2- اونایی که ارزش صبحت کردن راجع بهشون برای همه معلومه که خب اجازه نداریم صحبت کنیم ...پس سکوت می کنیم.

خب. شب همگی بخیر...

/ 28 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام سکوت خوب اومدی خانم و اقای حس هفتم حرفتون لایک گفتن داشت[چشمک]

دکتر شلیل

سلام سکوت خوب اومدی اقا و خانم حس هفتم حرفتون لایک گفتن داشت[چشمک]

گل جون!

متاسفانه منم دیروز شنیدم بهمن فرزانه درگذشت... :(( روحش شاد... خوش به حالش که با کارهای ارزشمندش باقی میمونه تو اذهان... * خانم حس فکر میکنم بهم پیام داده بودین. نصفه بود و باز نکرد ..

رضا

چی شد چی شد نفس کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش من با انا کجا شوخی کردم؟[عینک][عینک]

آنا

پس چی فکر کردی؟!!!!آدم نباس زندگیش تک بعدی باشه....من غیر از درسم به جوانب دیگه هم گوشه نطری دارم و سعی میکنم در فعالیتهایی که دوستان دخیل هستند شرکت کنم..... اینجا کی با من شوخی کرده؟؟؟؟؟

رضا

چی چی شد به من نمیاد؟داش میخوای شکمتو سفره کنم ببینی بم میاد د حیف که ظریفه ایی وگرنه...[عصبانی]

رضا

هیچی الان ستایش دیدش باید وسش دستمال اورد اشکاشو جمع کنه [نیشخند][نیشخند]

رضا

جواب اون سوالمو ندادیا [عینک]

رضا

کامنت ازت یکی داشتم فقط!

رضا

نظرتو راجع به شعرام نگفتی [نیشخند][ابرو]