از همه شما متشکرم...

یعنی دست همه استان فارسی ها و بخصوص شیرازی ها و مرودشتیها درد نکنه. توی این مدتی که برای تفریح - زیارت و سیاحت - در شیراز و مرودشت بودیم اینقدر بهمون خوش گذشته که از همونجا عیال مکرمه کفششو تو یه پا !!!! کرده که بریم شیراز زندگی کنیم.

و این همه فقط و فقط بخاطر برخورد خوب و توام با احترام مردمان شیراز بود. ضمن اینکه دست همه عزیزانی که به محض اینکه فهمیدن داریم میریم شیراز ، خودشونو قایم کردن!!! درد نکنه. - اصلا منظورم با کسی که قرار بود برام گوش ماهی بیاره نیس!!!-

1- آب و هوا عالی و فوق العاده بود. مهمان نوازی در بالا ترین حد ممکن بود. خیلی بهمون خوش گذشت.

2- کاشکی اون جوون خوب مرودشتی در تخت جمشید ،مخلوط طالبی و بستنی - رو که به من 5 هزار تومن داده بود -، به اون جوون توریستی که به اتفاق همسرش از ایتالیا اومده بودند 13 تومن نمیداد. اونهم درحالی که قبل از اون توریسته دیده بود که من چقدر پول بهش دادم. چقدر سخت بود که به انگلیسی دست و پا شکسته از جوان توریستی که مهمان کشورم بود بجای مرد ابمیوه فروش عذرخواهی کنم و اصرار کنم که آبمیوه را مهمان ما باشند.... تا نیم ساعت بعدش که دوباره توریست را به حرف زدن دیدم هنوز دلخور بود...

3-جای همه تون در ارامگاه سعدی و حافظیه خالی .

4- منتظر پست اختصاصی شیراز از دیدگاه عیال مکرمه به همراه عکسهای مربوطه باشید.

/ 6 نظر / 2 بازدید
آنا

هیچوقت دیگه ای در مورد خوب بودن قوم یا ملتی خوب نخواهم گفت....

فاطمه

ب سلامتی... جای شما خالی ب عبارتی میشه دلتون آلوووووو[چشمک] همیشه ب گشتن باشه.... دوست دارم ی بار برم شیراز...شنیدم جای قشنگیه... اگه این استرس درس و دانشگاه گذاشت ب امید خدا منم میرم ولی نمیگم جای شما خالی میگم دلتون شفتالووووو[خنده]

دختر مهربون

متاسفانه وبلاگت به خوبی گذشته نیست ببخشید ولی این حرف ته دلم مونده بود نزدیک بود جوجه بشه

فاطمه صبا سفید

[خوشمزه] گوش ماهی ها دارن فسیییییییییییییییییییل میشن! شرمنده من کف دستمو باید بو می کردم آدرس محل اقامتتون رو پیدا می کردم، بعد دوباره از حس هفتمم استفاده می کردم میشناختمتون، گوش ماهی هارو می دادم دستتون می رفتم!! واخعن ببقشید! دفه ی دیگه اومدی یه ده روزی قبلش خبر بده! قشنگ هماهنگ کنیم..

عمران

سلام رئیس خدا رو شکر که خوش گذشته البته خوشی یه خودتونه که ایشالا همیشه خوش باشید خیلی تلخ بود اون رفتاری که اون یارو با اون توریست کرد. واقعا شرم آوره. البته اینا هم از مسئولین محترم یاد میگیرن دیگه. بقول سعدی اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی برآوردند غلام او درخت از بیخ به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ حالا این آب میوه فروش هم دیده که چطوری جیب خالی می کنن یاد گرفته و خواسته جیب اون طرف رو خالی کنه. من فقط موندم که اینها چه دل خوشی دارن که میان ایران! جرات میخواد بخدا با این سیستمی که اینجا داریم

عمران

جریان بزرگوار رو بگوببینیم چی بوده حاج مهدی